سال 1388 سالی دیگرست

 

باسلام به عزیزدلم که ازش خیلی دورم وتمام دوستان گلم

یکساله دیگه هم آروم آروم میخوادخودشو به دفترخاطراتمون بسپاره ،ولیعهد جدیدش عدد تکراری دهه خودشو همراه داره ووقتی توالی دوعددرا میبینم ناگهان یک حس قشنگ تمام سروپامومیگیره ،حسی که پراز امید پراز عشقه وپرازترانه های لطیف فصلهای سبزدیگری اززندگی آینده من وشماعزیزان است. یادش بخیرقدیمترااون زمانی که این دنیای تجملاتی وکم عمق فعلی وجودنداشت. یادمه زمان سال تحویل که میشد. مادربزرگهاوپدربزرگها به مابچه هامیگفتندکه دنیا میخوادنوبشه وتمام کهنگی ها وبدیها جاشونوبه  خوبیهابدهند. شماهم باید نوبشین پس بروید وازهرکس که اذیتش کردید ،عذرخواهی کنیدوسعی کنید ازکسی بدتون نیایداونوقت عید میشه وسال جدیدمیاد.

یادم همیشه اولین کسی که برای عذزخواهی پیشش میرفتم مادرم بود:

مامان منومیبخشی اون روزبدون اجازت رفتم بابچه های محله فوتبال بازی کردم

مامان منومیبخشی که اون روزوقتی گفتی مشقاتوبنویس به حرفت گوش نکردم وشب بعدمهمونی تومجبورشدی تا آخرشب بنشینی کنارم تامن مشقهای اون روزم روبنویسم و...

وامابعد، عزیزان ازخدابرای همه شما بهترین آرزوهاراخواستارم وپیشایش  آغازسال 14087آهورایی،7031میترایی،3747 زرتشتی،2568 شاهنساهی ،1388شمسی و6759 آشوری را بهتون تبریک میگم .

میخواستم عکس سفره هفت سینی که مادرم چیده روبراتون بزارم ولی به قول مادرم خونه ایی که دخترنداره  داخلش دنبال سلیقه واحساس نگرد،البته بگم منکه ازاین سفره خودمون خوشم اومده ولی خب دیگه ...

  
نویسنده : فواد ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٧